ابراهيم عاملي ( موثق )

7

تفسير عاملي ( فارسي )

مجمع : ابو علىّ جبّائى گفته است : ظاهر گناهان بوسيله ى پاره هاى بدن است ، و باطن گناه بدل است . فخر : با اين آيه معلوم مىشود كه باطل است عقيده ى آنها كه ميگويند : آنچه در دل انسان ميگذرد گناه ندارد ، چون خداوند نهى كرده است از همه ى اعمال دل كه كبر است و عجب و حسد و بدخواهى مسلمين . تفسير حسينى : در حقايق سلمى آورده ، كه ظاهر اثم طلب نعمتهاى دنيا است ، و باطن اثم ميل بنعمتهاى عقبى ، چه هر دو سبب مشغولى مىشود از حضرت مولى يا ظاهر حظوظ نفس است و باطن حظوظ قلب ، يا گناه ظاهر ميل است بمشتهيات نفس بجوارح و گناه باطن محبّت آرزوهاى نفس است در دل ، يا ظاهر آن است كه خلق را بدان اطَّلاع افتد و باطن آن كه ميان بنده و خدا بود ، و حقيقت آن است كه گناه ظاهر اقوال و افعال سيّئه است كه بجوارح و اعضاء ارتكاب آن دست ميدهد و گناه باطن عقايد فاسده و عزائم باطله است ، و در بحر الحقايق فرموده كه همچنان كه انسان را ظاهرى است يعنى بدن جسمانى ، و باطنى است يعنى دل روحانى گنه را نيز ظاهرى است و آن قول و فعل باشد موافق طبع و مخالف شرع ، و باطنى كه صفات حيوانى است و اوصاف سبعى و شيطانى ، پس حقّ سبحانه و تعالى ميفرمايد : كه ترك كنيد افعال طبع را باستعمال شرع و دست بداريد از اخلاق ذميمه نفسانى به تخلَّق اخلاق ملكى و ربّانى ، و امام قشيرى قدّس سره ميگويد كه چون حقّ تعالى نعمت ظاهر و باطن به تو ارزانى داشته است كه « وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَه ظاهِرَةً وَباطِنَةً » اينجا ميگويد : « وَذَرُوا ظاهِرَ الإِثْمِ وَباطِنَه » يعنى شكر نعمت ظاهر و باطن ترك گناه ظاهر و باطن است ، و ترك گناه ظاهر نجات نفوس است از عذاب نيران و ترك گناه باطن خلاصى قلوب است از عقوبات حرمان ، بيت : ظاهر و باطن خود پاك كن از لوث گناه تا از آن صورت و معنى تو پاكيزه شود « الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ » تا آخر 121 تنوير المقباس ابن عبّاس :